همه از اوييم و به سوي او باز مي گرديم...
مي خواهم بدانم آيا کسي "سعادت" را بيش از اين تعريف کرده؟
آيا کسي شبي والاتر مي شناسد که مرگ اين چنين سخاوتمندانه کسي را درآغوش بگيرد؟
اي ايليا!
چه خوب کردي که در سياهي شب گرفتگان، "چندي بمان" ها را گوش نسپردي و تا وصال "سپيده" از رفتن باز نماندي...
اي ايلياي آسماني!
آن جا که به مهماني "ايلياي عاشقان"، سرور عالميان – که درود خداوند بر او و جانم به فدايش باد- رفتي، براي ما هم "سعادت" را طلب کن...
اي ايلياي سبزپوش آسماني!
براي ما شب گرفتگان فاتحه اي بخوان شايد که زنده شديم...
جمکران که بروم هماره يادت خواهم بود...